برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی
- آن جزوهء شصت و شش صفحه اى را مطالعه كنم كه امتحانش هفتهء آينده است و خيلى هم مهم است.
يا حداقل :
- آشپزخانه را مى شستم كه هنوز پر از خرده هاى شيشهء پيركس است و راه رفتن در آن خطرناك است.
يا حداقل تر:
به خريد مى رفتم و يخچال را از حالت فقر و قحطى در مى آوردم و اميد به زندگى ام را بهبود مى بخشيدم.
اما، به جاى همهء اين كارها:
خوابيدم.
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی
برچسب: آلرژى فصلى,آلرژى تنفسى,آلرژي بهار,
نویسنده: ایلیا محمدی
كتاب با اين جمله شروع مى شود:
" آن زمان سى و هفت سال داشتم"
خواندن كتاب را براى تعطيلات اين هفته برنامه ريزى كرده بودم.اما، هم سن بودن با قهرمان _داستان،آنچنان حس _خوب_تحربه نشده اى به من داد كه بعيد مى دانم به تعطيلات برسد.
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی